پنجره

با حسرت دو پنجره ی باز رو به هم             در عشق از نگاه فراتر نمی رویم

مروری بر کتاب «حسینِ علی -درود خداوند بر او-» اثر استاد «م.مؤیّد»

مگر آمیزه‌ی آبی و سبز باشی؛ هم آسمانی باشی، هم حسینی

مگر آمیزه‌ی آبی و سبز باشی؛ هم آسمانی باشی، هم حسینی
«... جهان، آن دهکده که از آن سخن می‌گویند، از دهکده هم کوچک‌تر است؛ مگر آسمان، درخت و همه‌ی آسمانی‌های زمین آن را بزرگ نماید تا بردباری را بشاید. چه، آدمی را تنگنازیستن دشوار است. زیستگاهِ آدمی عرصاتِ ازل و ابدِ ملکوت است.
چشمِ دل می‌خواهد؛ جهان‌بینی. چشم دل می‌خواهد؛ جان‌بینی. چشم دل می‌خواهد؛ جانِ جهان‌بینی؛ جانان‌بینی.
این‌جا، در سامان جانان، آن‌چه بر کار است، پرتوهای اسماءُ‌الله‌الحسنی است و حسین -سلام‌الله‌علیه- نماد همه‌ی اسماء الهی و حمِ آفرینگر است، و آب، آفرینگرِ همه‌ی جان‌داران، کابین مادر اوست. او آبِ آب است. اما کوردل، دهکده، می‌کوشد، زمینی‌های زمین انبوه می‌شوند، یکی می‌شوند و می‌کوشند، تا آبِ آب را از آب بازدارند.
گمانِ جان می‌گوید: جان را بزنیم تا برآییم یا فروشویم.
جان می‌گوید: جان را بزنیم تا برآییم.
و گمان فرو می‌شود و بی‌گمانیِ جان برمی‌شود و فرا. حسین -سلام‌الله‌علیه- تشنه نمی‌شود، آب تشنه می‌شود...»
این سطرها، فرازی از فصل نخستِ کتابِ ارجمندِ «حسینِ علی» است. این کتاب، تالیف کسی است که اهل ادبیات، او را به شاعری می‌شناسند؛ «م.مؤید»؛ اما در «حسینِ علی»، جلوه‌ای دیگر از دانایی و آگاهی او را می‌توان یافت و دریافت.
محمدحسین مهدوی (م.مؤید) در هفتم تیرماه سال ۱۳۲۲ در نجف اشرف، در خانواده‌ای اهل شعر و ادبیات، از پدری لاهیجی و مادری رودسری به دنیا آمد. از  پدرش (آیت‌الله حاج شیخ محمد مهدوی لاهیجی) دیوان شعری به یادگار مانده است.
«م.مؤید» ادبیات فارسی را با حضور در مدرسه‌ی ایرانیان عراق فراگرفت و از چهارده‌سالگی به سرودن شعر پرداخت. وی نخستین‌بار شعر خود را در مجله‌ی ادبی «خوشه» چاپ کرد و بعد، آثار بیش‌تری از او در جزوه‌ی شعر و هم‌چنین مجله‌ی «فردوسی» در طول سال‌های دهه‌ی چهل انتشار یافت.
«م.مؤید» آن‌گونه که در کتاب «صور و اسباب شعر» دسته‌بندی شده، به لحاظ سبک شعر به جریان شعریِ «موج نو» و «شعر حجم» تعلق دارد. او هم‌چنین عضو نخستین کانون نویسندگان ایران بوده که به همت جلال ‌آل‌احمد تاسیس شد و در آن، شاعران و نویسندگان دیگری چون محمدعلی سپانلو، سیمین دانشور، رضا براهنی و... عضویت داشتند.
او شاعری دین‌مدار است. سیداحمد نادمی درباره‌ی او می‌گوید: «م.مؤید، شاعری است که بر موضع دین ایستاده است. شعر او پردازش زیستِ دینی اوست. ضمایر در شعر آقای مؤید، بازتاب حیثیت «پرستش» است. معبود در شعر او یا در تخاطب است یا در اشاره. گذشته، امروز و آینده در شعر آقای مؤید، گزارشی است از آن‌چه یک پرستنده دیده است، می‌بیند و خواهد دید.»
تاکنون 12 مجموعه‌شعر از «م.مؤید» منتشر شده؛ «پروانه‌ی بی‌خویشیِ من»، «تو کجاست؟» «سیماب‌های سیمین»، «نرگسِ هنوز»، «زیر درخت آفتاب»، «سه‌بار می‌گویم گل سرخ» و...، اما کتاب «حسینِ علی» اثری دیگرگونه است. این کتاب ارزشمند، اثری درباره‌ی امام حسین‌بن‌علی -علیه‌السلام- است، اما با کتاب‌های دیگری که در این ساحت، تحریر و تالیف شده‌اند، چند تفاوت دارد که به برخی از آن‌ها در این نوشته، اشاره خواهد شد.
سطرهای پایانیِ فصل نخست کتاب، که مقدمه‌گونه‌ای برای فصل‌های بعدی است، چنین است: «و اوج زندگی، بام زندگی، مرگ است و بامِ مرگ، سایه‌ای آرام و خوش است در سایه‌سار شمشیرها.
و مرگِ در سایه‌ی شمشیر را مردان از حسین -درود بر او- آموخته‌اند و روی به آسمان و درخت نموده‌اند؛ وگرنه دهکده در فرودست جای دارد و کوچک است.
این است که در دهکده همه‌چیز زمینی است، مگر آمیزه‌ی آبی و سبز باشد؛ هم آسمانی باشد، هم حسینی.
بی‌آسمان، آدمی به دریای واژگانِ فرومایه اندر است؛ چپاول، بیداد، تشنگی، تنهایی و یورش؛ این‌ها نمودارهای دهکده‌ی جهانی است. و درد که از آهن می‌آید، تیر، زوبین، شمشیر. اما چون آمیزه‌ای از آبی و سبز باشی، وارسته‌ی درد خواهی بود. همان‌گونه که سبزِ آسمانی، محمدباقر -سلام‌الله بر او باد- فرمود: یارانِ نیایم حسین، دردِ آهن را نمی‌شناختند.»
کتاب «حسینِ علی -درود خداوند بر او-» نخستین‌بار در سال 1386 از سوی شرکت چاپ و نشر بین‌الملل منتشر شد و تاکنون به چاپ چهارم رسیده است. چاپ چهارم این کتاب -که مأخذ متن حاضر است- در 612 صفحه و با شمارگان 3هزار نسخه در بهار 1390 منتشر شده است.
مرتضی کاردر درباره‌ی این کتاب می‌نویسد: ««حسینِ علی» تنها کتاب غیرشعری استاد محمدحسین مهدوی سعیدی (م.مؤید) است. از آن دست آثاری که باید آن را حاصل عمر یک پژوهشگر دانست؛ یکی از تک‌اثرهایی که به‌تنهایی برای جاودانگی نام صاحب آن در یک حوزه کفایت می‌کند...
تردیدی نیست که این کتاب به‌زودی جای خود را در میان آثار جاودانه‌ی عاشورایی پیدا خواهد کرد، چرا که قابلیت تبدیل شدن به یک اثر ماندگار در این حوزه را دارد.»
کتاب «حسینِ علی» 128 فصل دارد که بیش‌ترِ آن‌ها دو یا سه صفحه‌ای هستند، اما گاهی با توجه به موضوع، فصل‌های طولانی‌تر هم در آن دیده می‌شود. شاید بتوان یک خط سیر تاریخی را در توالی فصل‌های این کتاب، پیدا کرد اما معلوم است که مولف، هوشمندانه و نوآورانه، به چنین التزامی پای‌بند نیست. گاهی یک فصل، شامل روایتی تاریخی است؛ گاهی ارجاعی به گذشته است؛ گاهی تنها سوگواریِ شاعرانه‌ی مولف است و گاهی حتی یک فصل، فقط حدیثی کوتاه است که برای در کنار هم نشاندنِ دانه‌های تسبیحِ کتاب، به مخاطب کمک می‌کند. مثلاً فصل 19 کتاب، تنها همین چند خط است: «امام صادق -درود خداوند بر او- فرمود: پیامبر -درود خداوند بر او و بر خاندان او- حسین را -درود خداوند بر او- دید که می‌آمد. پس او را در آغوشِ خویش نشاند و فرمود: همانا از کُشتنِ حسین، در دل‌های مؤمنان داغی است که هرگز سرد نمی‌گردد.»
میراحمد میراحسان درباره‌ی این کتاب می‌گوید: ««حسینِ علی» م.موید، تفردش را از متنش می‌گیرد؛ متنی که صورت شعر (صورت به معنی فرم صوری شعر) در آن کم رخ می‌دهد و گاه‌گاه، و بیش‌تر نثر است، و اتفاق یکه در همین زبان می‌افتد. روح شعر دارد، روح الهام دارد و جسم پژوهش و دقت‌های فراوان و بیان اطلاعات مهجورمانده‌تر و نگاه تیزبین محققانه و منابع غنی، اما همه‌ی این‌ها یک‌طرف، خوانش دیگر و چشم دیگر متن یک‌طرف.
اگر هر روز عاشورا و هر روز کربلاست در جهان و در شأن خلق جدید و هوای آفرینش نو به نو می‌زید انسان، درک نو به نو از رویدادهایی که متصل به ذات وجود و غیب‌الغیوب بیان‌ناپذیرند، خود مقامی است ویژه‌ی انسان خلاق.
«حسینِ علی» م.موید که برتاب‌شده در بی‌خدشه‌ترین سنت‌های مقتل‌خوانی و تاریخ‌بینی و وفادار به آن است و با حزم فراوان رویداد را از دست‌بردهای خودرای و تاویل‌های سطحی‌نگرانه در لفافه‌ی مدرنیسم مبتنی بر عقلانیت مدرن محفوظ نگاه می‌دارد، ضمناً با هوش و سرمستی از بهترین دست‌آوردهای معاصر برای ارتقای گفت‌وگو از حسین سود می‌جوید.»
کتاب «حسینِ علی» نه یک روایت تاریخیِ صرف از عاشوراست و نه یک روایت ادبیِ صرف. یک اثر حدیثی صرف درباره‌ی امام حسین (علیه‌السلام) هم نیست. مجموعه‌ای از همه‌ی این‌هاست و در عین حال، شبیه هیچ‌یک از نمونه‌های متقدم در این زمینه‌ها نیست. اثری است متفاوت و مستقل. مولف مثل یک دایره‌المعارف نامنظم و بی‌مدخل، همه‌ی این‌ها را با هم درآمیخته است. اصلی‌ترین وجه تمایز کتاب هم، همین تلفیق و درآمیختن موفقیت‌آمیز شیوه‌های مختلف است.
هم‌چنین تفاوت و ویژگی دیگر این کتاب، زبان خاص آن است. مرتضی کاردر در این باره می‌نویسد: ««حسینِ علی» برای علاقه‌مندان به فارسی سره اثری خواندنی و دل‌نشین است. زبان کتاب دقیقاً همان زبانی است که «م.مؤید» در شعرهایش از آن بهره می‌برد. فارسی سره‌ای که با زبان فارسی معیار فاصله‌های بسیاری دارد و در آن از به‌کار بردن حتی یک کلمه‌ی غیرفارسی نیز پرهیز می‌شود. علاوه بر این‌که فارسی مؤید مختص به خودش است و در آن، گاه واژه‌هایی به چشم می‌خورد که در متن‌های دیگر کم‌تر یافت می‌شود.»
نکته‌ی دیگری هم که نباید از آن گذشت، استناد مولف کتاب به منابع دست اول و معتبر است که باعث شده «حسینِ علی» از اعتبار و وثوق تاریخی بالایی برخوردار باشد. «م.مؤید» برای تالیف این کتاب، از حدود 100 مرجع و مأخذ و منبع بهره برده که نام و نشان آن‌ها در کتاب‌نامه‌ی کتاب او آمده است. این را هم باید گفت که مولف، از خانواده‌ای روحانی برآمده و سال‌ها در نجف بالیده و به زبان عربی تسلط کافی دارد و این هم در راه تالیف کتابی که بر پایه‌ی روایات دینی استوار است، به او یاری رسانده است.
عنوان فصل‌های کتاب «حسینِ علی» از موارد دیگری است که توجه مخاطب را جلب می‌کند؛ عنوان‌هایی که البته تنها در فهرست کتاب دیده می‌شوند و در شروع فصل‌ها تکرار نشده‌اند. مرور عنوان برخی از 128 فصل کتاب، خالی از لطف نیست که با خود بار معناییِ دل‌نشین یا دست‌کم، حسی ویژه دارند. از عنوان‌های فصل‌های ابتدایی: زمین و آسمانی‌های آن، نگاه‌های نابرابر، پایه‌ی شاه‌گونگی امیه‌زادگان، آگاهی‌ها، دوستیِ خاندان -درود بر آن‌ها-، فریب‌مندی امیه‌زادگان، نهان‌کاری‌های جانشینی یزید، نیکوانگی رفتار حسین -درود بر او-. و عنوان‌هایی از فصل‌های پایانیِ کتاب: نام علی را -درود خداوند بر او- بر زبان نمی‌راندند، جامگان نبردش، کامکار والا عباس علی -درود خداوند بر او-، چپاول‌ها، سنگ‌دل، سم‌کوب، بر شن‌زار تفته سه روز، سه تن از خاندان ماندند، سرها، تشنه‌ی مردمان بود، همه زخم همه از روبه‌رو، آدینه‌ی بوی خوش، خدا را نمی‌توان سر برید، شناخته نمی‌شد از آن‌همه زخم، از آن‌همه بیداد.
عنوان‌هایی که گاه گویایند و گاه برانگیزاننده‌ی درنگِ آدمی، تا بداند در فصلی با چنان عنوانی چه می‌گذرد. مثلاً عنوان فصل 98 کتاب در فهرست، این است: «آب بگذاشتند و سراب برداشتند»؛ که مخاطبِ جویا را به صفحه‌ی 459 می‌رساند تا فصلی کوتاه و چندخطی، اما تامل‌برانگیز را بخواند: «آیا کسانی بودند که مُردارشان ربود؟ یا زَهره‌شان نبود؟
آب بگذاشتند و سراب برداشتند!؟
بلاذری گوید:
فراسِ جعده‌ی هبیره‌ی مخزومی، هم‌راه حسین بود. بدین پندار که او هیچ ناسازگاری نبیند و بر او رنگِ فرمان‌روایی نشیند.
پس چگونگیِ کار و دشواریِ روزگار بدید و به هراس افتاد. و حسین رفتنش را روا بدانست و پروانه‌ی آن بداد. چون شب فرارسید، فراس رو بتافت.
کی از تاک تا باده پیموده‌ای
که مستی و خستی و فرسوده‌ای».
22 فصل از این کتاب هم، حکایت 22 منزلی است که کاروان حسینی از مکه تا کربلا، از آن‌ها گذر کرده است و در کتاب «حسینِ علی» با عنوان «ایستگاه» آمده‌اند تا گویای روایتی تاریخی، عرفانی، ادبی و شاعرانه از آن ایستادن‌ها و گذشتن‌ها باشند.
کاروان حسینی در فصل شصت‌وچهارمِ کتاب «حسینِ علی» به کربلا می‌رسد؛
«... امام پرسید: نام این سرزمین چیست؟
گفتند: کربلا.
فرمود: آری، سرزمین کرب و بلاست؛ سختی و رنج.
و فرود آمدند.»
استاد «م.مؤید» این فصل را با شعری به پایان برده که چندی پیش در پایانِ گفت‌وگویی که با او داشتم، برایم خوانده بود و بعد، از ماجرای دیگری هم یاد کرده بود. پایان آن گفت‌وگو را در پایان این مرور، می‌آورم.
«هفت، هشت سال پیش رفته بودم دیلمان. یک دشت شقایق سرخ را آن‌جا دیدم. نشستم و یکی از گل‌ها را از نزدیک نگاه کردم؛ دیدم درونش سیاه است؛ سرخ و شاداب، ولی داخل آن سیاه است. همان‌جا این شعر آمد:
«سیاهی‌های میان شقایق‌ها
درخشان‌اند
چونان اندوهی پایدار
حسین!
حسین!
آواهای ایرانی این حروف
درخشان‌اند
چونان سیاهی‌های میان شقایق‌ها
حسین!
حسین!»
این‌جا حتی کلمه‌ی «حسین»، «حسینِ» من نیست، «حسین»ی است که به شعر من آمده. من سال‌ها در نجف بوده‌ام؛ عرب‌ها نمی‌گویند «حُسین»، با لحن و لهجه‌ی خاصی می‌گویند: «حسیَن»؛ انگار خشونتی در آن است، اما ایرانی وقتی می‌گوید «حسین»، انگار با اندوه هم‌راه است؛ حسین...
یک دختردایی داشتم که پسری داشت خیلی خوش‌قدوبالا، به نام «الله‌یار». در جبهه شهید شد. در آن‌زمان من تهران بودم. آمدم لاهیجان. خانه‌ی آن‌ها در چایجان بود. به من گفتند: «الله‌یار» شهید شده. رفتم و به مراسم هفتم رسیدم. وقتی رسیدم، دیدم در باغ، زیر درختان مرکبات میز گذاشته‌اند و البته مردم رفته بودند. ضمناً همسرم به من گفته بود که مادر آن شهید، سه روز قبل از آن‌که فرزندش شهید شود، در اثر حادثه‌ی آتش‌سوزی دچار سوختگی شده است. در مسیر به این فکر می‌کردم که خدا این سوزش را به او داده که سوز درونی‌اش متعادل شود. وقتی آثار سوختگی را در مادر شهید دیدم، طوری نشستم که پشتم به او بود. فهمیدم دارد به سمت من می‌آید. گریه‌ی عجیبی می‌کردم. او به من که رسید گفت: «حسین جان! چرا این‌طور گریه می‌کنی؟ فدای سرت!» وقتی گفت «فدای سرت»، ناراحت شدم و عصبانی به سمتش رفتم. او بلافاصله فهمید... -این‌جا را خوب دقت کن؛ زندگی است، ولی شعر است- گفت: «تو را نمی‌گویم، فدای سرِ نام تو!» یعنی نمی‌گویم فدای سرِ تو، می‌گویم فدای سرِ نام تو! نام من، «حسین» است.»
مجتبی احمدی






+ دل تنگی های من در دهم آبان 1393 مجتبی مهدوی |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

و این پنجره ایست
گشوده بر بهاران نگاه تو با پرده هایی از حریر تلالو نور که با نسیم عطر لبخندت موج می زند و بر کرانه های خاموش خیالم دامن دامن ستاره های درخشان امید می ریزد ...


تالار
پست الکترونیک


دوستانی بهتر از آب روان

اعظم خواجه اف شاعر تاجیک
رستم وهاب/شاعر تاجیک
شرق واژه
آفاق
ستاره ای که خاموش است
فاصله بین من و تو
یول
مینای مهتاب
شب دلتنگی
یادداشتهای احمد میر احسان
دریا
ساقی نامه
رد پای دل
آدم برفی ها
م . مو ید
قره نی
فصل فاصله
لبان بوسه
آرشیو پیوندهای روزانه


فردای رفته درآرزو

آبان 1393

مهر 1393
شهریور 1393
مرداد 1393
خرداد 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
آذر 1391
شهریور 1391
فروردین 1391
بهمن 1390
مهر 1390
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
آرشيو



دل بستگی ها

فال حافظ
گفتگو با استاد
سهراب سپهری
فروغ فرخزاد
احمد شاملو
سایت شعر ایران
انجمن شاعران ایران
شعر نو
خانه هنرمندان ایران
حسین منزوی
پژوهشگاه اطلاعات و مدارك علمي ايران
یونسکو.ایران
سازمان میراث فرهنگی
سازمان ایران گردی وجهان گردی
بانک اطلاعات نشریات کشور
روانشناسي جامعه
سازمان اسناد و كتابخانه ي ملي ايران
مجله ادبي كارنامه
مجله ي شعر
شاعران کلاسیک ایران
باغهاي ايراني
مينياتورهاي فرشچيان
(كتابخانه ي مجازي فارسي) قفسه
كتابخانه اينترنتي آدم و حوا
كتابهاي رايگان فارسي
كتابهاي پارس تك
موزه ملي ايران
پژوهشكده ي مردم شناسي(نوروز)
بناهاي تاريخي فرهنگي ايران
آژانس عکس ایران
دفتر حافظ منافع ایران در واشنگتن


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin


با چنین

عطر هماغوشی

که در باد است

عشق ما سرشار

گرد افشانی گلهاست